وبلاگ

حج عبدالجبار، ماندگار شد...

امیررضا آرمیون کتاب «مـن و مـا!» ٢٠ شهریور ١٣٩٢ 0 عدد 2261 بار
حج عبدالجبار، ماندگار شد...

 

حج عبدالجبار، ماندگار شد...

آورده اند که روزى یکى از بزرگان عرب به نام «عبدالجبار» به سفر حج مى رفت که هزار دینار طلا در کمر داشت.

چون به کوفه رسید، قافله دو سه روزى از حرکت باز ایستاد. عبدالجبار براى تفرج و سیاحت، گرد محله هاى کوفه بر آمد. از قضا به خرابه اى رسید. زنى را دید که در خرابه مى گردد و چیزى مى جوید. در گوشه مرغک مُردارى افتاده بود، آن را به زیر لباس کشید و رفت.

عبدالجبار با خود گفت: «بى گمان این زن نیازمند است و نیاز خود را پنهان مى دارد.» در پى زن رفت تا از حالش آگاه گردد. چون زن به خانه رسید، کودکان دور او را گرفتند که اى مادر! براى ما چه آورده اى که از گرسنگى هلاک شدیم!ماد ر گفت: «عزیزان من! غم مخورید که برایتان مرغکى آورده ام و هم اکنون آن را آمادۀ خوردن مى کنم.»

عبدالجبار که این را شنید، گریست و از همسایگان احوال وى را باز پرسید. گفتند: «سیده اى است، زن عبدالله بن زیاد علوى، که شوهرش را حجاج ملعون کشته است. او کودکان یتیم دارد و بزرگوارى خاندان رسالت نمى گذارد که از کسى چیزى طلب کند.»

عبدالجبار با خود گفت: «اگر حج مى خواهى، اینجاست.» بى درنگ آن هزار دینار را از میان باز و به زن داد و آن سال در کوفه ماند و به سقایى مشغول شد.

هنگامى که حاجیان از مکه باز گشتند، وى به پیشواز آنها رفت. مردى در پیش قافله بر شترى نشسته بود و مى آمد. چون چشمش بر عبدالجبار افتاد، خود را از شتر به زیر انداخت گفت: «اى جوانمرد! از آن روزى که در سرزمین عرفات، ده هزار دینار به من وام داده اى، تو را مى جویم. اکنون بیا و ده هزار دینارت را بستان!»

عبدالجبار، دینارها را گرفت و حیران ماند و خواست که از آن شخص حقیقت حال را بپرسد که وى به میان جمعیت رفت و از نظرش ناپدید شد. در این هنگام آوازى شنید که:

«اى عبدالجبار! هزار دینارت را ده هزار دادیم و فرشته اى به صورت تو آفریدیم که برایت حج گزارد و تا زنده باشى هر سال حجى در پرونده عملت مى نویسیم، تا بدانى که هیچ نیکوکارى بر درگاه ما تباه نمى گردد.»


کعبه یک سنگ و نشان است که ره گم نشود / حاجی احرام دگر بند و ببین یار کجاست

 

برگرفته از جلد اوّل کتاب «مـن و مـا!» - داستانهای کوتاه و شگفت‌انگیز

زیر چاپ ( ورود به کتابفروشی‌ها در آذر 92)

مترجم و گردآور: امیررضا آرمیــون

نشر: ذهن آویز

فروش در کلیه کتابفروشی‌ها و شهر کتاب‌ها

فروش پستی: مؤسسه گسترش فرهنگ و مطالعات (02177351016)

فروش اینترنتی: www.Bekhan.com

 

اشتراک گذاری در فیسبوک بازگشت
  • تا این لحظه، نظری برای این پست ثبت نگردیده است.
نام :  
ایمیل :  
متن :  
  ارسال نظر

ارتباط با ما

نام :
ایمیل :

عضویت در باشگاه خوانندگان کتاب های دکتر آرمیون:

1) اشتراک ایمیلی:
 

2) ارسال یک پیامک خالی به شماره: 3000909070

آخرین ها: