وبلاگ

رقص آرام

امیررضا آرمیون کتاب «زنـــدگی کن!» ٢٠ اردیبهشت ١٣٩٥ 1 عدد 2364 بار
رقص آرام

 

رقص آرام

اين شعر توسط يك نوجوان مبتلا به سرطان نوشته شده است... او اين شعر را در آخرين روزهاى زندگى‌اش در بيمارستانى در شهر نيويورك نگاشت و به يكى از پزشكانش داد.

اين كلِ شعر اوست. لطفاً با دقت آن را بخوانيد!

 «رقص آرام»

آيا تا به حال به كودكان نگريسته‌ايد، در حالى كه به بازى چرخ _ چرخ مشغولند؟

و يا به صداى باران گوش فرا داده‌ايد، آن زمان كه قطراتش به زمين برخورد مى‌كند؟

تا به حال به دنبال پروانه‌اى دويده‌ايد، آن زمان كه نامنظم و بى‌هدف به چپ و راست پرواز مى‌كند؟ يا به خورشيد رنگ پريده خيره گشته‌ايد، آن زمان كه در مغرب فرو مى‌رود؟

كمى آرام‌تر حركت كنيد.

اين‌قدر تند و سريع نرقصيد.

زمان كوتاه است...

موسيقى به زودى پايان خواهد يافت.

آيا روزها را شتابان پشت‌سر مى‌گذاريد؟

آنگاه كه از كسى مى‌پرسيد «حالت چطور است؟»، آيا منتظر شنيدن پاسخ او مى‌شويد؟

هنگامى كه روز به پايان مى‌رسد، آيا در رختخواب خود دراز مى‌كشيد و اجازه مى‌دهيد كه صدها كار ناتمام، بيهوده در كله شما رژه روند؟

سرعت خود را كم كنيد... كمتر شتاب كنيد.

اين‌قدر تند و سريع نرقصيد.

زمان كوتاه است...

موسيقى ديرى نخواهد پاييد.

آيا تا به حال به كودك خود گفته‌ايد «فردا اين كار را خواهيم كرد» و آن‌چنان شتابان بوده‌ايد كه نتوانيد غمِ در چشمانش را ببينيد؟

آيا تا به حال بدون تأثرى، اجازه داده‌ايد دوستى‌اى به پايان رسد فقط بدان سبب كه هرگز وقت كافى نداريد؟

آيا هرگز به كسى تلفن زده‌ايد فقط به اين خاطر كه به او بگوييد «دوست من، سلام»؟

حال اندكى سرعت خود را كم كنيد... كمتر شتاب كنيد.

اين‌قدر تند و سريع نرقصيد.

زمان كوتاه است...

موسيقى ديرى نخواهد پاييد.

آن زمان كه براى رسيدن به مكانى چنان شتابان مى‌دويد، نيمى از لذت راه را بر خود حرام مى‌كنيد.

آنگاه كه روز خود را با نگرانى و عجله به سر مى‌رسانيد، گويى هديه‌اى را ناگشوده به كنارى مى‌نهيد...

زندگى يك مسابقه دو نيست!

كمى آرام گيريد...

به موسيقىِ زندگى گوش بسپاريد، پيش از آنكه آواى آن به پايان رسد.

.

.

.

اين نوجوان هرگز نتوانست در جشن پايان دبيرستان با ديگر دوستانش به رقص و پايكوبى بپردازد و ازدواج كند و خانواده‌اى تشكيل بدهد... ولى مطمئنآ شعر او، زندگى خيلى از انسان‌ها را  متحول كرد و خواهد كرد...

«زندگى كنيد، كارى كه او نتوانست بكند.»

 

«امروز»، كل زندگى شماست.

                                                                                                                           هيو پراتز

 

برگرفته از جلد دوم کتاب «زنــدگی کن!» - داستانهای کوتاه و شگفت‌انگیز و نکته‌های زیبای زندگی

چاپ اوّل: زمستان 94 / چاپ سوم: بهار 95

مترجم و گردآور: امیررضا آرمیــون

نشر: ذهن آویز

فروش در کلیه کتابفروشی‌ها و شهر کتاب‌ها

فروش پستی: مؤسسه گسترش فرهنگ و مطالعات (02177351016)

فروش اینترنتی: www.Bekhan.com

 

اشتراک گذاری در فیسبوک بازگشت
  • کیمیا کاظمی ٢٠ دی ١٣٩٥
    ( حدود ١ سال پیش )
    سلام زندگی همین گذشتن های ساده ی ماست هر گاه که از کنار شاخه عاطفه ای می گذریم هر گاه پاورچین پاورچین از یکدیگر فاصله می گیریم و هرگاه آهسته نفس می کشیم هرگاه گلی را برای زندگی تقدیم نگاهی نگران می کنیم آری براستی زندگی کرده ایم
    پاسخ

نام :  
ایمیل :  
متن :  
  ارسال نظر

ارتباط با ما

نام :
ایمیل :

عضویت در باشگاه خوانندگان کتاب های دکتر آرمیون:

1) اشتراک ایمیلی:
 

2) ارسال یک پیامک خالی به شماره: 3000909070

آخرین ها: