وبلاگ

پسرى كه هاروارد به او اعتنايى نكرد!

امیررضا آرمیون کتاب «تـو، تـــویی؟!» ٢٠ مهر ١٣٩٢ 0 عدد 1685 بار

خانمى با لباس كتان راه راه و شوهرش با كت و شلوار نخ‌نماشده خانه‌دوز، در شهر بوستون آمريكا از قطار پياده شدند و بدون هيچ قرار قبلى، راهى دفتر رئيس دانشگاه هاروارد شدند...

لذت بخش‌ترین بوسه

امیررضا آرمیون کتاب «مـن و مـا!» ١٠ مهر ١٣٩٢ 0 عدد 1947 بار

چندی پیش در وبلاگی، متن بسیار زیبایی از «دکتر صدرالدین الهی» خواندم که بسیار زیبا و عمیق بود...

خــدا همۀ بندگانش را دوست دارد

امیررضا آرمیون کتاب «مـن، منـــم؟!» ٠١ مهر ١٣٩٢ 0 عدد 1664 بار

زنى گناهكار به دليل ابتلا به بيمارى خطرناكى در حال مرگ بود... كشيش را خبر مى‌كنند تا باعث آرامش روح او شود، اما هيچ نتيجه‌اى حاصل نمى‌شود!...

حج عبدالجبار، ماندگار شد...

امیررضا آرمیون کتاب «مـن و مـا!» ٢٠ شهریور ١٣٩٢ 0 عدد 1806 بار

آورده اند که روزى یکى از بزرگان عرب به نام «عبدالجبار» به سفر حج مى رفت که هزار دینار طلا در کمر داشت...

ارتباط با ما

نام :
ایمیل :

عضویت در باشگاه خوانندگان کتاب های دکتر آرمیون:

1) اشتراک ایمیلی:
 

2) ارسال یک پیامک خالی به شماره: 3000909070

آخرین ها: