وبلاگ

قيمت دين!

امیررضا آرمیون کتاب «مـن، منـــم؟!» ٠١ خرداد ١٣٩٥ 0 عدد 1720 بار
قيمت دين!

 

قيمت دين!

مقيم لندن بود. تعريف مى‌كرد كه يك روز سوار تاكسى مى‌شود و كرايه را مى‌پردازد. راننده بقيه پول را كه برمى‌گرداند، 20 پِنس اضافه‌تر مى‌دهد!

مى‌گفت: «چند دقيقه‌اى با خودم كلنجار رفتم كه بيست پنس اضافه را برگردانم يا نه؟ آخر سر، بر خودم پيروز شدم و بيست پنس را پس دادم و گفتم: آقا! اين را زيادى دادى...

گذشت و به مقصد رسيديم. موقع پياده شدن، راننده سرش را بيرون آورد و گفت: آقا، از شما ممنونم.

پرسيدم: بابت چى؟!

گفت: مى‌خواستم فردا بيايم مركز شما مسلمانان و مسلمان شوم؛ اما هنوز كمى مُردد بودم. وقتى ديدم سوار ماشين شديد، خواستم شما را امتحان كنم. با خودم شرط كردم اگر بيست پنس را پس داديد بيايم. فردا خدمت مى‌رسيم!»

تعريف مى‌كرد: «تمام وجودم دگرگون شد، حالى شبيه به غش به من دست داد! من مشغول خودم بودم در حالى كه داشتم تمام اسلام را به بيست پنس مى‌فروختم!!»

 

برگرفته از جلد اوّل کتاب «مـن، منــم؟!» - داستانهای کوتاه و شگفت‌انگیز

چاپ اوّل: پاییز 91 / چاپ بیست و یکم: بهار 95

مترجم و گردآور: امیررضا آرمیــون

نشر: ذهن آویز

فروش در کلیه کتابفروشی‌ها و شهر کتاب‌ها

فروش پستی: مؤسسه گسترش فرهنگ و مطالعات (02177351016)

فروش اینترنتی: www.Bekhan.com

 

اشتراک گذاری در فیسبوک بازگشت
  • تا این لحظه، نظری برای این پست ثبت نگردیده است.
نام :  
ایمیل :  
متن :  
  ارسال نظر

ارتباط با ما

نام :
ایمیل :

عضویت در باشگاه خوانندگان کتاب های دکتر آرمیون:

1) اشتراک ایمیلی:
 

2) ارسال یک پیامک خالی به شماره: 3000909070

آخرین ها: