وبلاگ

نااميد نشو!

امیررضا آرمیون کتاب «تـو، تـــویی؟!» ٢٠ فروردین ١٣٩٤ 0 عدد 2968 بار
نااميد نشو!

 

نااميد نشو!

روزى به خدا شكايت كردم كه چرا من پيشرفت نمى‌كنم؟! ديگر اميدى ندارم، مى‌خواهم خودكشى كنم!

ناگهان خدا جوابم را داد و گفت: آيا درخت بامبو و سرخس را ديده‌اى؟

گفتم: بله ديده‌ام.

خدا گفت: موقعى كه درخت بامبو و سرخس را آفريدم، به خوبى ازآنها مراقبت نمودم... خيلى زود سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را گرفت، اما بامبو رشد نكرد... من از او قطع اميد نكردم!

در دومين سال، سرخس بيشتر رشد كرد، اما از رشد بامبو خبرى نبود.

در سال‌هاى سوم و چهارم، باز هم بامبو رشد نكرد.

در سال پنجم، جوانه كوچكى از بامبو نمايان شد... و در عرض شش‌ماه ارتفاعش از سرخس بالاتر رفت.

آرى، در اين مدت بامبو داشت ريشه‌هايش را قوى مى‌كرد!

آيا مى‌دانى در تمامى اين سال‌ها كه تو درگير مبارزه با سختى‌ها و مشكلات بودى، در حقيقت ريشه هايت را مستحكم مى‌ساختى؟؟ زمان تو نيز فرا خواهد رسيد و تو هم پيشرفت خواهى كرد. نااميد نشو!

 

برگرفته از جلد دوم کتاب «تـو، تــویی؟!» - داستانهای کوتاه و شگفت‌انگیز

چاپ اوّل: زمستان 88 / چاپ بیست و هفتم: پاییز 93

مترجم و گردآور: امیررضا آرمیــون

نشر: ذهن آویز

فروش در کلیه کتابفروشی‌ها و شهر کتاب‌ها

فروش پستی: مؤسسه گسترش فرهنگ و مطالعات (02177351016)

فروش اینترنتی: www.Bekhan.com

 

اشتراک گذاری در فیسبوک بازگشت
  • تا این لحظه، نظری برای این پست ثبت نگردیده است.
نام :  
ایمیل :  
متن :  
  ارسال نظر

ارتباط با ما

نام :
ایمیل :

عضویت در باشگاه خوانندگان کتاب های دکتر آرمیون:

1) اشتراک ایمیلی:
 

2) ارسال یک پیامک خالی به شماره: 3000909070

آخرین ها: